فصلنامۀ بینالمللی ماهگرفتگی
سال دوم/ شمارۀ هشتم/زمستان ۱۴۰۳
مطالعات تخصصی نقد و پژوهش شعر
شکل در غزلهای سعدی و حافظ
✍فیض شریفی
حافظ برآمد تمامی شاعران و نویسندگان پیش از خود است. او بیش از همه در لفظ و معنی و شکل، آنتولوژی سعدی است. هماهنگیهای شکلی و محتوایی و سادگی و وحدت در آرا و اشعار هردو موجود است.
این مناسبات و روابط اجزا و عناصر درون و بیرون متن اغلب در غزلهای سعدی و حافظ در صامتها و مصوتها، در کلمات و سطرها و در صدا و لحن، مکان و زمان و تصاویر آنها مشهود است.
مثلاً سعدی در یک شکل مثلثوار (عاشق، معشوق و رقیب) به محبوب خویش میگوید: «از دست رفته نه تنها منم در این سودا / چه دستها که از دست تو بر خداوند است…».
حافظ نیز بر همین ساختار میگوید: «به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد / فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت…». فرم دیگری که سعدی در اشعار خود برجسته کرده، فرم دایرهوار است. در اینجا معشوق در کانون نگاه عاشقان ایستاده است و مابقی عاشقان در اطراف او دایره زدهاند: «به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس / که به هر حلقهی موی تو گرفتاری هست…». حافظ: «در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست / مست از می و میخواران از نرگس مستش مست…».
و شکل سوم، دو تایی و فرم خطی است که در سعدی بیشتر و در حافظ کمتر است. حافظ گوید: «خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت / به قصد جان من زار ناتوان انداخت…».
و سعدی در غزل شورانگیز و دلبرانهاش میگوید: «یک امشبی که در آغوش شاهد و شکرم / گرم چو عود بر آتش نهند، غم نخورم / چو التماس برآمد، هلاک باکی نیست / کجاست تیر بلا گو بیا که من سپرم / ببند یک نفس ای آسمان دریچهی صبح / برآفتاب که امشب خوش است با قمرم / ندانم این شب قدر است یا ستاره روز / تویی برابر من یا خیال در نظرم…/ سخن بگوی که بیگانه پیش ما کس نیست/
به غیر شمع و همین ساعتش زبان ببرم / میان ما بهجز این پیرهن نخواهد بود / وگر حجاب شود تا به دامنش بدرم / مگوی سعدی از این درد جان نخواهد برد / بگو کجا برم آن جان که از غمت ببرم». در اینجا فقط تعامل میان عاشق و معشوق است و توقف در منزل عاشق یا معشوق و حاکمیت معشوق در یک حصار ساختاری و دیدار عاشق و معشوق در «شب».
تمام ماجراهای خوش در شعر سعدی و حافظ در شب رخ میدهد. این شب با «آغوش، شاهد، شکر و آتش» و نغمههای دلپذیر«ش» شروع میشود و با «م، و» و فعلها در زمان حال پیش میرود و با یک عشق اروتیکی (هماهنگی ذهنی و قلبی و وجدان شهوی برافروخته) هم پایان نمییابد. راوی این دم دقیق و لغزنده را با معشوق مغتنم میشمرد.
لینک دریافت پیدیاف شماره هشتم فصلنامهبینالملليماهگرفتگی/ زمستان ۱۴۰۳:
انتشار فصلنامهبینالملليماهگرفتگی سال دوم/شماره هشتم/زمستان ۱۴۰۳(دريافت فایل پیدیاف)
#فصلنامه_بین_المللی_ماه_گرفتگی
#سال_دوم
#شماره_هشتم
#زمستان_۱۴۰۳
موارد بیشتر
فصلنامۀ ماهگرفتگی سال دوم/ شمارۀ هشتم/زمستان ۱۴۰۳ (نقد و بررسی کتاب مجموعه شعر تهرانِ چشمهای تو)
فصلنامۀ ماهگرفتگی سال دوم/ شمارۀ هشتم/زمستان ۱۴۰۳ (تحلیل نگاه غیرایدئولوژیک سپهری به جامعه و هنر و ارزشهای اجتماعی شعر او)
فصلنامۀ ماهگرفتگی سال دوم/ شمارۀ هشتم/زمستان ۱۴۰۳ (نگاهی کوتاه بر شعر امروز و…)