خانه‌ی جهانی ماه‌گرفتگان

مجموعه مستقل مردم‌نهاد فرهنگی، ادبی و هنری

فرهنگ ایرانی و پرابلماتیک نشاط اجتماعی(فصلنامۀ ماه‌گرفتگی سال دوم/ شمارۀ هشتم/زمستان ۱۴۰۳)

فصلنامۀ بین‌المللی ماه‌گرفتگی

سال دوم/ شمارۀ هشتم/زمستان ۱۴۰۳ 

 

مطالعات تخصصی جامعه‌شناسی 

 

فرهنگ ایرانی و پرابلماتیک نشاط اجتماعی

(با تأکید بر استان‌های گیلان، خراسان رضوی، آذربایجان غربی و قزوین)

✍دکتر علی یعقوبی

عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان

 

براساس آمارهای موجود در سطح بین‌المللی در سال ۲۰۱۰، رتبه ایران در شادی و نشاط بین ۹۵ کشور مورد مطالعه ۵۱ بوده است. در طی سال‌های اخیر توجه به‌ سوژه‌ی نشاط و شادی در سطح تألیف، ترجمه، تحقیق، مقالات، رساله‌های دانشجویی و التفات به آن در ساختارها و جامعه روبه‌افزایش است که حاکی از پرابلماتیک  و فقدان آن در سطح جامعه است. بنابراین وضعیت عمومی نشاط اجتماعی در ایران به استناد شواهد و آمار چندان رضایت‌بخش نیست و براساس شرایط جامعه نشاط اجتماعی در ایران در مرز بحرانی و هشداردهنده رسیده است.

جامعه ایران از لحاظ مواجه شدن با تحولات ساختاری همانند افزایش سالانه جمعیت، مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و همچنین گذر از جامعه سنتی به جامعه مدرن، شاهد بروز پدیده‌های مختلفی در حوزه امنیت و آسیب‌های اجتماعی است که این موضوع نشاط و شادی جامعه ایران را بیشتر از گذشته تحت‌تأثیر قرار داده است. موضوعی که بسیار مورد توجه کارشناسان اجتماعی قرار گرفته و نسبت به آن هشدار داده شده است.

برمبنای  نتایج تحقیق یعقوبی (1400) با موضوع نشاط اجتماعی در  بین استان‌های گیلان، خراسان رضوی، آذربایجان غربی و قزوین حاکی از  پیچیدگی و چندوجهی بودن این پدیدۀ اجتماعی است. (یعقوبی، 1400). از لحاظ تاریخی هریک از بافت‌های اجتماعی جامعه برای شادکامی و نشاط اجتماعی مقدورات مختلفی را تعبیه کرده است. نشاط اجتماعی امری فضایی و زمانی است و در برهه‌ها و مکان‌های مختلف به اشکال متفاوت بازنما می‌شود. علاوه‌بر امر زمانی و فضایی شادکامی و نشاط اجتماعی امری نسلی است و در نسل‌های مختلف به شیوه‌های متعددی برساخت می‌شود. در نسل قدیم با پدیده‌های طبیعی در قالب آیین‌ها و مناسک سنتی و فولکلوریک گره خورده بود و الآن نیز بیشتر در نسل گذشته خصلت نوستالوژیک پیدا کرده و در نسل جدید نیز به شکل استعاری و در قالب‌های جدید به حیات خود ادامه می‌دهد. باتوجه به افزایش جمعیت سالمندی در کشور به‌ویژه در استان گیلان توجه به فراغت و زیست شادی آنها ضروری است. پدیده سالمندی با امر تنهایی گره خورده است. گسترش سیاست‌های فردگرایانه و نئولیبرال دولت‌ها و کاهش رویکرد جمع‌گرایانه همواره به ضرر سالمندان و اقشار آسیب‌پذیر جامعه تمام شده است. دلایل اصلی دیگر مشکلات سالمندان ضعف سرمایه اجتماعی است. سالمندان علاوه بر پیوند خانوادگی، پیوندهای صمیمانه با سایر گروه‌های اولیه از قبیل دوستان، آشنایان و…لازم دارند. آنها از پدیدۀ تنهایی رنج می‌برند. به‌زعم  مارک گرانووتر(1974) سالمندان علاوه بر پیوندهای قوی خانوادگی و دوستان به پیوندهای ضعیف در قالب همکاران و آشنایان و حتی کلوپ و نهادهای مدنی هم نیازمندند. این پیوندهای ضعیف ارتباطی می‌توانند اهمیت استراتژیک داشته باشند. بنابراین، با ضعف نهادهای سنتی و غیاب نهادهای مدرن مشکلات این سنخ از افراد جامعه در دوران سالمندی و سالخوردگی در ایران تشدید نموده است. به‌زعم موریس هالبواکس سالمندان از طریق حافظه جمعی و با رؤیاپردازی به گذشته در صدد فرار از دغدغه‌های حال، بازسازی و  پیوند با گذشته‌اند.

علاوه براین، بخشی از نشاط انسان به نوع رابطه انسان با طبیعت دارد. رابطه‌ی انسان با جماد، حیوان و گیاه در چارچوب بنیادی‌تر «انسان- طبیعت» قرار می‌گیرد که به‌مرور زمان از دلالت‌های انضمامی به دلالت‌های انتزاعی و استعاری تبدیل می‌شوند. از این‌رو، شرکت مردم در جشنواره‌های مختلف محلی از قبیل جشنواره جوکول، انار، برداشت برنج و… در استان گیلان، جشن زعفران و… در خراسان رضوی «جشن انگور» و آيين «دوشاب‌‌پزان» و… در استان آذربایجان غربی، جشنواره‌های فندق، انار، زغال اخته و… در استان قزوین حکایت از پیوند مردم با طبیعت، آیینی و مناسکی کردن محصولات کشاورزی به‌مثابه‌ی امر فرهنگی در فرایند نشاط و شادکامی، رؤیاپردازی و هویت‌یابی با جامعه گذشته است. بخش دیگری از نشاط اجتماعی خصلت بدن‌مندی دارد که مربوط به غذاست که مردم استان‌های مورد مطالعه به جمعی و آیینی کردن آن را به امر فراغتی درآورده‌اند. این امر به‌ویژه در شهر رشت به‌عنوان مرکز استان و شهر خلاق خوراک بازنما می‌شود. جشنواره شیرینی و غذاهای سنتی به شکل گسترده در سایر استان‌ها از قبیل خراسان رضوی، آذربایجان غربی و قزوین باتوجه به فصول مختلف سال بسیار رایج و متداول است. ورزش‌های محلی و بازی‌های سنتی نیز هرساله در استان‌های مزبور برگزار می‌شود که دارای وجوه جسمانی، روانی، اجتماعی و فرهنگی متعددی است که در تقویت شادی‌های مردم نقش عمده‌ای دارند. بخش دیگری از نشاط در استان‌های مذکور صبغه‌ی زبیاشناختی دارد حضور مردم در آیین‌های موسیقیایی، صنایع دستی، هنری، ادبی و… در قالب نشاط اجتماعی متبلور می‌شود. از لحاظ جامعه‌شناختی آیین‌های مزبور نقش هم‌نشینی و جانشینی با آیین‌های دینی دارند و با گسترش فردیت و سکولار شدن جامعه در جهت معنادار کردن زندگی است. توجه مردم ایران به جشنواره‌ها و آیین‌ها تداعی‌کننده‌ی دیدگاه کالینز است. وی احساسات را بیش از پاداش‌های مادی در برانگیختن کنش‌های انسانی دارای نیروی اساسی تلقی می‌کرد. او قایل به «نیروی عاطفی» بود و آن را پیوستاری می‌دید که شامل اعتماد به‌نفس، شور و اشتیاق و خوشحالی گرفته تا افسردگی و غم است؛ یعنی گرچه کالینز منفعت‌جویی را محور کنش افراد می‌داند، خلاف نظریه‌های پیشین، برای کنش افراد معقولیت کامل قایل نیست. عواطف، مناسک، عادت‌ها و… نیز در شکل دادن به کنش‌های فردی سهیم‌اند. بنابراین در جهان گذشته ایرانی، ترکیب مناسب آپولونی(کنش منطقی) و دیونیزوسی (کنش عاطفی) در معنای نیچه‌ای سهم بسزایی در شادی و نشاط اجتماعی داشته است. همچنین آیین‌های مذکور به شکل نمایشی در قالب زنجیره‌های مناسکی کنش متقابل در می‌آید و به تعبیر گافمن به واسطه «مناسک» اجرا می‌شوند. گافمن همچنین معتقد است نمایش ابزاری برای تبیین مناسبات جنسیتی نیز  است، زیرا جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها، بازی‌ها و جماعت‌های زیباشناختی در ساخت، بازتولید و اجرای نظم جنسیتی مؤثرند.

آیین‌های نشاط و شادی امری انضمامی است که با طبقات اجتماعی پیوند تنگاتنگ دارد. در بین لایه‌های پایین اجتماعی نشاط غالباً متأثر از شرایط اقتصادی است. بالا بودن هزینه زندگی و درآمد پایین، تورم، بیکاری، تبعیض و نابرابری و ساعات کار طولانی در کاهش شادکامی تأثیر بسزایی دارد. به‌عبارت دیگر در  بین افرادی‌که از سرمایه اقتصادی و فرهنگی پایین‌تری قرار دارند کمتر احساس رضایتمندی و خوشحالی می‌کنند و با افزایش درآمد و رفاه اجتماعی تاحدودی نشاط در بین آنها افزایش می‌یابد، اما در طبقات بالای جامعه نشاط اجتماعی را  بیشتر در عاملیت، افزایش آزادی‌ها و حقوق شهروندی و اوقات فراغت مناسب جست‌وجو می‌کنند. داشتن دولت رفاه، دلسوز و فاقد فساد را عامل مهمی در افزایش نشاط اجتماعی تلقی می‌کنند. در افزایش نشاط اجتماعی با پدیده آنومیک ارتباط نزدیکی دارد. گذار از سنت به مدرنیته برخی افراد جامعه را دچار بی‌خانمانی ذهنی و فرسایش اجتماعی کرده است که نظم قدیم را از دست داده و فاقد نظم جدیدند این موقعیت مرزی نیز کم و بیش در همه لایه‌های اجتماعی به‌ویژه بیشتر در بین طبقات بالا و میانی جامعه مشاهده می‌شود که آنان از فقدان همدلی و صمیمیت ناراضی و ناخرسندند که جامعه‌شناسان از آن به زوال امر اجتماعی تعبیر می‌کنند و پدیده کروناویروس نیز آن را تشدید کرده است. به‌نظر می‌رسد فردیت، رقابت شدید، خودمحوری نیز در فرسایش اجتماعی خانواده‌ها و افراد جامعه نقش کلیدی ایفا کرده است که متعاقب آن در تکوین کین‌توزی مؤثر  بوده است. نشاط اجتماعی باپدیدۀ روانی و فقدان آسیب‌های اجتماعی مرتبط است. یافته‌های تحقیق پژوهش نشان می‌دهد آرامش روحی و روانی (نبود مشکلات روانی، احساس امنیت، دارای انرژی مثبت و احساس خوشبختی)، نبود آسیب‌های اجتماعی( نبود فساد، نبود جرم و فحشا و نبود خشونت) موجب افزایش نشاط اجتماعی می‌شود. آنان معتقدند جامعه شدیداً به امید و آرامش اجتماعی نیازمند است که شرایط نامطلوب اقتصادی و بیماری کرونا در  تعیّن آن تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای داشته است. افزایش آسیب‌های اجتماعی در کاهش آرامش اجتماعی مؤثرند. آن دو به شکل تعاملی در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. علاوه‌بر رفع موانع اقتصادی سوژه‌های تحقیق، ایجاد تعامل بین افراد و گسترش فرهنگ گفت‌وگو در ابعاد بین‌الاشخاصی، خانواده، ملی و فراملی را موجب تکثیر شادی و نشاط اجتماعی قلمداد کرده‌اند. همانطورکه اشاره شد با افزایش بیماری کروناویروس سلامت جسمانی و روانی شهروندان تهدید شده است و آنان احساس ناامنی و آرامش روانی می‌کنند و با افزایش زمان اضافی در خانه با پدیده‌ی ملال مواجه شدند که برخی جامعه‌شناسان از قبیل آنتونی گیدنز از آن تعبیر به ناامنی وجودی کرده‌اند ناامنی وجودی یا هستی‌شناختی در کاهش شادکامی شهروندان تأثیرات قابل‌ملاحظه‌ای داشته است. همچنین فقدان نظام سلامت و بیمه‌ای کارآمد در بین مردم حتی در بین کارمندان و بازنشستگان آرامش شهروندان به‌ویژه سالمندان را سلب نموده است. با افزایش تورم و نوسانات ارزی و گران شدن هزینه‌های بیمه‌ای، نشاط اجتماعی به‌ویژه در بین اقشار اجتماعی پایین را در معرض خطر جدی قرار داده است و به‌نحوی نابرابری در نظام سلامت در ایران را به ارمغان آورده است. برمبنای یافته‌های تحقیق نشاط با مفهوم دیگری به‌نام عدالت پیوند خورده است. با آمدن عدالت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نشاط اجتماعی رشد پیدا خواهد کرد. این روابط متقارن (عدالت و نشاط) که حضورهای همزمان و غیبت‌های هم زمان دورکیم را تداعی می‌کند حکایت از رابطه بلافصل متغیرهای مزبور در عرصه‌ی زندگی اجتماعی است.

 

لینک دریافت پی‌دی‌اف شماره هشتم فصلنامه‌بین‌المللي‌ماه‌گرفتگی/ زمستان ۱۴۰۳:

#فصلنامه_بین_المللی_ماه_گرفتگی

#سال_دوم

#شماره_هشتم

#زمستان_۱۴۰۳